هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و جستجوی حقیقت در آینه‌های مختلف می‌پردازد. شاعر از گل، غنچه، ابر، خورشید و دیگر عناصر طبیعت برای بیان عشق و آرزوهای خود استفاده می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۴۷۵۰ - ای هر ورق گل زتو آیینه دیگر

ای هر ورق گل زتو آیینه دیگر
هرغنچه زاسرارتوگنجینه دیگر ۱

بی باده گلرنگ ،بود در نظرمن
هر ابرسیاهی شب آدینه دیگر ۲

از سینه من گرچه اثرداغ تونگذاشت
می بودمراکاش دو صد سینه دیگر ۳

درآرزوی داغ چوخورشید تو هرروز
از صدق دهد صبح صفا سینه دیگر ۴

برخرقه صد پاره ارباب توکل
جز رقعه حاجت نبود پینه دیگر ۵

خورشید نمی سوخت نفس درطلب صبح
می بود گر سینه بی کینه دیگر ۶

بیناست درین بحرحبابی که ندارد
غیراز سر زانوی خودآیینه دیگر ۷

آن دلبربیباک چه میکردبه عاشق
می داشت اگر غیردل آیینه دیگر ۸

درپاره دل گم شود صائب گهرمن
چون حلقه زنم بردرگنجینه دیگر؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۷۴۹ - از درد بود پرسش اغیار گرانتر
گوهر بعدی:غزل ۴۷۵۱ - هر چند ترا دیده بدکرد زمن دور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.