خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به زیباییهای معشوق و رازهای نهفته در دل اشاره دارد. شاعر از چشم و مژگان معشوق به عنوان نمادهای اعجاز و ناز یاد میکند و از دلهای پاک و رازهای نهفته در آن سخن میگوید. همچنین، توصیههایی برای پاکسازی دل از کینه و غبار ارائه میدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۸۲۲ - ای چشم تو پرده دار اعجاز
ای چشم تو پرده دار اعجاز
مژگان تو سایه پرور ناز ۱
از قافله شکایت ما
چون ریگ روان نخیزد آواز ۲
پیشانی صبح و آفتاب اوست
درسینه پاک گوهران راز ۳
بر زنده قبای خاک مپسند
دل را ز غبار کین بپرداز ۴
در پرده خون دل حصاری است
از لعل لب تو آب اعجاز ۵
گردانده ز خلق روی امید
کار صائب بود خداساز ۶
مژگان تو سایه پرور ناز ۱
از قافله شکایت ما
چون ریگ روان نخیزد آواز ۲
پیشانی صبح و آفتاب اوست
درسینه پاک گوهران راز ۳
بر زنده قبای خاک مپسند
دل را ز غبار کین بپرداز ۴
در پرده خون دل حصاری است
از لعل لب تو آب اعجاز ۵
گردانده ز خلق روی امید
کار صائب بود خداساز ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۲۱ - به مژگان اشک پاشیدن میاموز
گوهر بعدی:غزل ۴۸۲۳ - خضر راه حقیقت است مجاز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.