هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند غربت، جنون، غفلت، دوری از وصال، و ناتوانی در فراموشی عشق میپردازد. شاعر از احساس بیپناهی، غفلت از خطرات، و تلاشهای بیثمر سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند صیاد و صید، سنگ و شیر، و خدنگ و آه، عمق احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۹۱۱ - در غریبی تابه چند افتدکسی ازیادخویش؟
در غریبی تابه چند افتدکسی ازیادخویش؟
کو جنونی تا برآرم گرد از بنیاد خویش ۱
غفلت صیاد از نخجیر عین رحمت است
وای بر صیدی که غافل گردداز صیاد خویش ۲
شکوه مارا ازحریم وصل دور انداخته است
حلقه در بیرون درمانده است ازفریاد خویش ۳
جوی شیر ازسنگ آوردن عجب طفلانه بود
بی تأمل کند کردم تیشه فولاد خویش ۴
چون خدنگ آه، برگشتن نمی دانم که چیست
درچه ساعت برد یاد او مرا ازیاد خویش؟ ۵
کلک صائب راچه لذت ازصفیر خود بود؟
عندلیب مست بی بهره است ازفریاد خویش ۶
کو جنونی تا برآرم گرد از بنیاد خویش ۱
غفلت صیاد از نخجیر عین رحمت است
وای بر صیدی که غافل گردداز صیاد خویش ۲
شکوه مارا ازحریم وصل دور انداخته است
حلقه در بیرون درمانده است ازفریاد خویش ۳
جوی شیر ازسنگ آوردن عجب طفلانه بود
بی تأمل کند کردم تیشه فولاد خویش ۴
چون خدنگ آه، برگشتن نمی دانم که چیست
درچه ساعت برد یاد او مرا ازیاد خویش؟ ۵
کلک صائب راچه لذت ازصفیر خود بود؟
عندلیب مست بی بهره است ازفریاد خویش ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۱۰ - می شود تعجیل عمر از غفلت سرشار بیش
گوهر بعدی:غزل ۴۹۱۲ - کاش می دیدی به چشم عاشقان رخسار خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.