هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از ساقی میخواهد که از حال و روز رفتهگان و بازماندهگان خبر بگیرد. او بیان میکند که در این شهر و کوی، جز ساقی کسی را ندارد و از او میخواهد که گاهی از بیکسانی مانند او نیز خبر بگیرد. شاعر همچنین از ساقی میخواهد که از نشانههای گمشدگان و خارهای خشکِ زمینگیر شده خبر بگیرد. در نهایت، با وجود بلندپایه بودن ساقی، از او میخواهد که گاهی از افراد فرودست نیز خبر بگیرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'خار خشک' و 'زمینگیر گشته' ممکن است نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی داشته باشند.
غزل ۵۰۴۱ - ساقی ز میکشان خبری می گرفته باش
ساقی ز میکشان خبری می گرفته باش
از خویش رفتگان خبری می گرفته باش ۱
رفتیم ما ولی دل و جان ماند پیش تو
از بازماندگان خبری می گرفته باش ۲
ما را کسی به جز تو درین شهر و کوی نیست
گاهی ز بیکسان خبری می گرفته باش ۳
چون تیر کج به راه خطا تا به کی روی ؟
گاهی هم ازنشان خبری می گرفته باش ۴
از خار خشک ما که زمین گیر گشته است
ای برق خوش عنان خبری می گرفته باش ۵
هر چند پایه تو به گردون رسیده است
ای ماه از کتان خبری می گرفته باش ۶
از خویش رفتگان خبری می گرفته باش ۱
رفتیم ما ولی دل و جان ماند پیش تو
از بازماندگان خبری می گرفته باش ۲
ما را کسی به جز تو درین شهر و کوی نیست
گاهی ز بیکسان خبری می گرفته باش ۳
چون تیر کج به راه خطا تا به کی روی ؟
گاهی هم ازنشان خبری می گرفته باش ۴
از خار خشک ما که زمین گیر گشته است
ای برق خوش عنان خبری می گرفته باش ۵
هر چند پایه تو به گردون رسیده است
ای ماه از کتان خبری می گرفته باش ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۴۰ - با خلق آشتی کن وبا خود به جنگ باش
گوهر بعدی:غزل ۵۰۴۲ - ای دل ازان جهان خبری می گرفته باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.