هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از آزادی و استقلال خود سخن میگوید، با وجود بیثمر بودن مانند درختان سرو و بید و شمشاد. او از انتقادات دیگران نمیترسد و عشق را پایهی زندگی خود میداند. با وجود فراموشی دوران جوانی، از این فراموشی خوشحال است. او خود را مانند فولاد میداند که از جوهر خود ساخته شده و از کار دیگران بینیاز است. در نهایت، از حکمت خداوند در آفرینش خود سوال میکند.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند فراموشی دوران جوانی و پرسشهای وجودی ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۵۴۹۱ - گر چه بی ثمر مانند سرو و بید و شمشادم
گر چه بی ثمر مانند سرو و بید و شمشادم
زسنگ کودکان آسوده از پیوند آزادم ۱
خوشا صیدی که داند کیست صیادش من آن صیدم
که از ذوق گرفتاری ندانم کیست صیادم ۲
ز گفت و گوی سرد ناصحان برخود نمی لرزم
که از سنگ ملامت عشق افکنده است بنیادم ۳
اگر چه خویش را گم کردم از نسیان پیریها
به این شادم که ایام جوانی رفت از یادم ۴
در اصلاحم عبث اوقات ضایع می کند گردون
من آن طفلم که از شوخی معلم کرد آزادم ۵
چه تهمت بر فلک بندم چرا از دیگران نالم
که من در پیچ و تاب از جوهر خود همچو فولادم ۶
ز بیکاری نمی آیم به کار هیچ کس صائب
نمی دانم چه حکمت بود ایزد را در ایجادم ۷
زسنگ کودکان آسوده از پیوند آزادم ۱
خوشا صیدی که داند کیست صیادش من آن صیدم
که از ذوق گرفتاری ندانم کیست صیادم ۲
ز گفت و گوی سرد ناصحان برخود نمی لرزم
که از سنگ ملامت عشق افکنده است بنیادم ۳
اگر چه خویش را گم کردم از نسیان پیریها
به این شادم که ایام جوانی رفت از یادم ۴
در اصلاحم عبث اوقات ضایع می کند گردون
من آن طفلم که از شوخی معلم کرد آزادم ۵
چه تهمت بر فلک بندم چرا از دیگران نالم
که من در پیچ و تاب از جوهر خود همچو فولادم ۶
ز بیکاری نمی آیم به کار هیچ کس صائب
نمی دانم چه حکمت بود ایزد را در ایجادم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۹۰ - زبیتابی عنان خواهش دل را چسان پیچم
گوهر بعدی:غزل ۵۴۹۲ - به رغبت نقد جان به یار سیمبر دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.