هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و دردهای درونی خود میگوید. او احساس میکند که با گذشت زمان، بیماریاش سنگینتر میشود و هرچه درد خود را با دیگران در میان میگذارد، گوشهای شنوایی نمییابد. او از عشق و بیخودی ناشی از آن سخن میگوید و از وسواس و حیرتی که بر او چیره شده است. در نهایت، شاعر به خونآلودگی دل خود اشاره میکند و این که چگونه سادهلوحی او را به این وضعیت کشانده است.
رده سنی:
18+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و روانشناختی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، اشاره به رنجهای درونی و عشق پیچیده، مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۵۵۹۵ - نشست از آسیای چرخ گرد شیب بر رویم
نشست از آسیای چرخ گرد شیب بر رویم
سفیدی می کند راه فنا از هر سر مویم ۱
از آن بیماری من می شود هر روز سنگین تر
که گیرد گوش خود با هر که درد خویش می گویم ۲
بود در دیده حق بین من دیر و حرم یکسان
ندارد سنگ کم در پله بینش ترازویم ۳
از آن ساغر که در آغازش عشق از دست او خوردم
همان بیخود شوم هر گاه دست خویش می بویم ۴
کلید از خانه دارد قفل وسواس و من از حیرت
گشاد عقده دل را از هر بیدرد می جویم ۵
می گلگون چه سازد با دل پر خون من صائب؟
که من از ساده لوحی خون به خون پیوسته می شویم ۶
سفیدی می کند راه فنا از هر سر مویم ۱
از آن بیماری من می شود هر روز سنگین تر
که گیرد گوش خود با هر که درد خویش می گویم ۲
بود در دیده حق بین من دیر و حرم یکسان
ندارد سنگ کم در پله بینش ترازویم ۳
از آن ساغر که در آغازش عشق از دست او خوردم
همان بیخود شوم هر گاه دست خویش می بویم ۴
کلید از خانه دارد قفل وسواس و من از حیرت
گشاد عقده دل را از هر بیدرد می جویم ۵
می گلگون چه سازد با دل پر خون من صائب؟
که من از ساده لوحی خون به خون پیوسته می شویم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۹۴ - ز بی ظرفی به روی گرم جانان برنمی آیم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۹۶ - گهی از دل، گهی از دیده، گاه از جان ترا جویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.