هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود مانند شرم، عشق، پریشانی و امید به حیات دوباره سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند چشم آبگینه، زلف مشکبویان و خط عنبرین، احساسات درونی خود را بیان میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند تواضع، عشق الهی و رازهای درونی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۹۴۹ - چون چشم آبگینه، هر چند پاک بینم
چون چشم آبگینه، هر چند پاک بینم
در پرده خجالت، زان روی شرمگینم ۱
از زلف مشکبویان مغزم شود پریشان
تا ریشه کرد در دل آن خط عنبرینم ۲
یک برگ کاه ایشان بی کوه منتی نیست
از خرمن بزرگان عمری است خوشه چینم ۳
افغان که همچو پرگار با پای آهنین من
چندان که می زنم دور در گام اولینم ۴
گفتی بمیر تا من از نو دهم حیاتت
ای روح بخش عالم من مرده همینم! ۵
رازی که در دلم هست صائب ز طینت پاک
چون آب می توان خواند از صفحه جبینم ۶
در پرده خجالت، زان روی شرمگینم ۱
از زلف مشکبویان مغزم شود پریشان
تا ریشه کرد در دل آن خط عنبرینم ۲
یک برگ کاه ایشان بی کوه منتی نیست
از خرمن بزرگان عمری است خوشه چینم ۳
افغان که همچو پرگار با پای آهنین من
چندان که می زنم دور در گام اولینم ۴
گفتی بمیر تا من از نو دهم حیاتت
ای روح بخش عالم من مرده همینم! ۵
رازی که در دلم هست صائب ز طینت پاک
چون آب می توان خواند از صفحه جبینم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۴۸ - با آن که من ندارم کاری به کار مردم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۵۰ - از باد دستی خود ما میکشان خرابیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.