هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، به زیباییهای معشوق و تأثیرات روحانی و معنوی او میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند شبنم، چراغ ماه، و پرتو لطف خدا، عشق و تقدس معشوق را توصیف میکند. همچنین، مفاهیمی مانند ضعف انسان، نیاز به هدایت الهی، و نقش معشوق در روشنایی دل را بیان مینماید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۶۲۱۶ - زهی از شبنم رخساره ات چشم حیا روشن
زهی از شبنم رخساره ات چشم حیا روشن
چراغ ماه را از شمع رویت پیش پا روشن ۱
اگر من از غبار خاطر خود پرده بردارم
نگردد تا قیامت آب این نه آسیا روشن ۲
نمی یابد مسیح از ناتوانی جسم زارم را
خوشا کاهی که ضعف او شود بر کهربا روشن ۳
به داغ منت و درد ندامت برنمی آیی
مکن از خانه همسایه هرگز شمع را روشن ۴
نسیم صبح چون پروانه افتاده است در پایش
چراغی را که سازد پرتو لطف خدا روشن ۵
فلک با تنگ چشمان گوشه چشم دگر دارد
که چون فرزند کور آید، شود چشم گدا روشن ۶
ز فیض روح سید نعمت الله است این صائب
اگر نه روی او بودی، نگشتی چشم ما روشن ۷
چراغ ماه را از شمع رویت پیش پا روشن ۱
اگر من از غبار خاطر خود پرده بردارم
نگردد تا قیامت آب این نه آسیا روشن ۲
نمی یابد مسیح از ناتوانی جسم زارم را
خوشا کاهی که ضعف او شود بر کهربا روشن ۳
به داغ منت و درد ندامت برنمی آیی
مکن از خانه همسایه هرگز شمع را روشن ۴
نسیم صبح چون پروانه افتاده است در پایش
چراغی را که سازد پرتو لطف خدا روشن ۵
فلک با تنگ چشمان گوشه چشم دگر دارد
که چون فرزند کور آید، شود چشم گدا روشن ۶
ز فیض روح سید نعمت الله است این صائب
اگر نه روی او بودی، نگشتی چشم ما روشن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۱۵ - چه عاجز مانده ای، دامان همت بر کمر می زن
گوهر بعدی:غزل ۶۲۱۷ - ز روی آتشین شمع اگر شد انجمن روشن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.