خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق نافرجام، ناامیدی و درد انتظار سخن می‌گوید. شاعر از روزگار سیاه خود پس از امیدواری‌های بی‌ثمر می‌نالد و از عشقی می‌گوید که با فریب و وعده‌های دروغین همراه بوده است. او از تنهایی و بی‌کسی می‌گوید و آرزوی همراهی و درک شدن دارد.

مفاهیم عمیق عاشقانه و ناامیدی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.

مشاهده کامل

غزل ۶۲۳۲ - به یک خمیازه گل طی شد ایام بهار من

به یک خمیازه گل طی شد ایام بهار من
به یک شبنم نشست از جوش خون لاله زار من ۱

شب امیدواری می شمردم خط مشکین را
ندانستم کز او خواهد سیه شد روزگار من ۲

چنین کز شوق دامان تو خود را جمع می سازد
عجب دارم پریشان گردد از صرصر غبار من ۳

نه آن صیدم که عشق از فکر من غافل تواند شد
نمک در چشم ریزد دام را ذوق شکار من ۴

بگو تا آستین از دیده خونبار بردارم
غباری هست اگر بر خاطرت از رهگذار من ۵

نشاندی از فریب وعده صد بارم به خاک و خون
نکردی شرم یک بار از دل امیدوار من ۶

نفس در خانه آیینه اینجا راست می کردی
اگر آگاه می گشتی ز درد انتظار من ۷

حصار عافیت شد طوق قمری سروبستان را
مکن پهلو تهی ای سرو بالا از کنار من ۸

مرا زین خودپرستان نیست صائب چشم همراهی
مگر دستی گذارد بیخودی در زیر بار من ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۲۳۱ - سبک جولانتر از برق است حسن لاله زار من
گوهر بعدی:غزل ۶۲۳۳ - نشد کم در حریم وصل یک مو پیچ و تاب از من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.