هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از رنجهای عاشقانه و دلشکستگی میگوید. او از بیرون راندن دختری به نام رز از محفل، درد دل، و رنجهای عاطفی خود سخن میگوید. همچنین، از مفاهیمی مانند جدایی، رنج عشق، و امید به نجات اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و دلشکستگی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیازمند سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات است.
غزل ۶۲۵۱ - شنیدم دختر رز را ز محفل کرده ای بیرون
شنیدم دختر رز را ز محفل کرده ای بیرون
به جان خود بگو جانا که از دل کرده ای بیرون؟ ۱
اگر در پرده فانوس، اگر در غنچه می بینم
تو از شوخی سری از جیب محمل کرده ای بیرون ۲
همیشه مردم چشم من از خون جگر پوشد
لباسی را که پنداری ز بسمل کرده ای بیرون ۳
دم عیسی به استقبال روحت جان فشان آید
گر از خود جامه آلوده گل کرده ای بیرون ۴
نرفتی نعره واری راه و خرسندی چنان صائب
که پنداری سر از انجام منزل کرده ای بیرون ۵
به جان خود بگو جانا که از دل کرده ای بیرون؟ ۱
اگر در پرده فانوس، اگر در غنچه می بینم
تو از شوخی سری از جیب محمل کرده ای بیرون ۲
همیشه مردم چشم من از خون جگر پوشد
لباسی را که پنداری ز بسمل کرده ای بیرون ۳
دم عیسی به استقبال روحت جان فشان آید
گر از خود جامه آلوده گل کرده ای بیرون ۴
نرفتی نعره واری راه و خرسندی چنان صائب
که پنداری سر از انجام منزل کرده ای بیرون ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۲۵۰ - چو آید از چمن آن یوسف گل پیرهن بیرون
گوهر بعدی:غزل ۶۲۵۲ - نیم غمگین که مرگ آرد مرا از زندگی بیرون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.