هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و غنایی، بیانگر درد و رنج عاشق از بی‌اعتنایی معشوق است. شاعر از ناامیدی، شرمندگی، و رنج‌های عاشقانه می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند امید، صبر، و تسلیم در برابر تقدیر دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج عشق نیاز به بلوغ ذهنی دارد.

غزل ۶۴۹۸ - چه باشد حاصل مرغ چمن ای گلعذار از تو؟

چه باشد حاصل مرغ چمن ای گلعذار از تو؟
که از گل می خورد صد کاسه خون هردم بهار از تو ۱

مکرر بر سر بالین شبنم آفتاب آمد
نشد روشن شود یک بار چشم اشکبار از تو ۲

مرا شرمنده کردی از دل امیدوار خود
مبادا هیچ کافر در جهان امیدوار از تو! ۳

شد از سنگینی بیماریم دل نرم دشمن را
به پنهان دیدنی هرگز نگشتم شرمسار از تو ۴

به تلخی می توانی شکرستان کرد عالم را
که دارد آرزوی بوس و امید کنار از تو؟ ۵

به جامی دستگیری کن خمارآلوده خود را
چرا ای ابر رحمت بر دلی ماند غبار از تو؟ ۶

مرا خود نیست یارای سؤال، آخر چه می گویی
اگر پرسد گناه من کسی روز شمار از تو ۷

به قسمت راضیم ای سنگدل دیگر چه می خواهی؟
خمار بی شراب از من، شراب بی خمار از تو ۸

نمی شد زخمی تیغ تغافل اینقدر صائب
اگر می بود ممکن قطع امید ای نگار از تو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۴۹۷ - چه خوش باشد که گردد دیده روشن از عذار تو
گوهر بعدی:غزل ۶۴۹۹ - بهار آفرینش را نگاری نیست غیر از تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.