هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناکامی‌ها و نرسیدن به آرزوهایش سخن می‌گوید. او با بیان تصاویری مانند شمع سوخته، دریا و اشک حسرت، احساس یأس و ناامیدی خود را نشان می‌دهد. همچنین اشاره می‌کند که تلاش‌های بی‌ثمر و بی‌تقسیمی سرنوشت، نتیجه‌ای نداشته است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر، همراه با مضامین غم‌انگیز و ناامیدی، برای درک و ارتباط بهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. بنابراین مناسب مخاطبان نوجوان و بزرگسال است.

غزل ۶۷۶۷ - مرا چون دیگران گرزان که اسبابی نشد روزی

مرا چون دیگران گرزان که اسبابی نشد روزی
به این شادم که دل را پرده خوابی نشد روزی ۱

گوارا کرد بر من درد می را خاکساری ها
اگر از جام قسمت باده نابی نشد روزی ۲

به کوری سوختم چون شمع در بتخانه غفلت
بسر بردن شبی در کنج محرابی نشد روزی ۳

مگر از اشک حسرت دامن دریا به دست آرد
خس بی دست و پایی را که سیلابی نشد روزی ۴

ندارد حاصلی جمعیت بسیار بی قسمت
که گوهر را ز دریا قطره آبی نشد روزی ۵

ندید آسایش ساحل درین دریای پروحشت
ز حیرت چشم هر کس را شکرخوابی نشد روزی ۶

چه حاصل زین که دریا را به شور آورد طبع ما؟
چو بخت خفته ما را کف آبی نشد روزی ۷

به کوری شست دست از تار و پود زندگی صائب
کتان شوربختی را که مهتابی نشد روزی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۷۶۶ - از موج گریه ما بر فلک اختر کند بازی
گوهر بعدی:غزل ۶۷۶۸ - چه در طول امل از حرص بی باکانه آویزی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.