هوش مصنوعی:
شاعر از بیقراری و ناتوانی خود در تحمل شرایط میگوید و به شوخیهای طفلانهای اشاره میکند که باعث آزار او شده است. او از بیادبی مردم کوهستان و تأثیرات منفی شوخیهای بیجا انتقاد میکند و در نهایت، خود را فردی درمانده و زخمخورده از این شوخیها میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم انتقادی و عاطفی پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'زخم کاری' ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشند.
غزل ۶۹۸۱ - نمی آید از من دگر بردباری
نمی آید از من دگر بردباری
دو دست من و دامن بی قراری ۱
من و طفل شوخی که صد خانه زین
ز مردان تهی ساخت در نی سواری ۲
معلم کباب است از شوخی او
کند برق را ابر چون پرده داری؟ ۳
کند کبک تقلید رفتار او را
ادب نیست در مردم کوهساری! ۴
مرا کارافتاده صائب به شوخی
که کاری ندارد به جز زخم کاری ۵
دو دست من و دامن بی قراری ۱
من و طفل شوخی که صد خانه زین
ز مردان تهی ساخت در نی سواری ۲
معلم کباب است از شوخی او
کند برق را ابر چون پرده داری؟ ۳
کند کبک تقلید رفتار او را
ادب نیست در مردم کوهساری! ۴
مرا کارافتاده صائب به شوخی
که کاری ندارد به جز زخم کاری ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹۸۰ - دلفروزست جام خاموشی
گوهر بعدی:غزل ۶۹۸۲ - ورق تا نگردانده باد خزانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.