هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و دیدار با معشوق خود می‌گوید. او پنهانی به قصر معشوق می‌رود و او را در خواب می‌بیند. با ترس و لرز برقع از چهره‌اش برمی‌دارد و معشوق بیدار می‌شود. سپس معشوق از شاعر می‌خواهد که این داستان را پنهان نگه دارد و صبحگاهان نزد شاه برود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ای است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان کم‌سن‌وسال قابل فهم نباشد.

شماره ۲۰ - من دوش پنهان می‌شدم تا قصر جانان سنگنک

من دوش پنهان می‌شدم تا قصر جانان سنگنک
نرمک نهادم پای را رفتم به ایوان سنگنک ۱

دیدم نگار نازنین بر تخت زر در خواب خوش
من از نهیب بیم او چون بید لرزان سنگنک ۲

کردم دو انگشتان دراز آهستهک آهستهک
برداشتم برقع به ناز از ماه تابان سنگنک ۳

یک نیمه نرگس باز کرد از خواب جنبانید سر
شد بر رخ همچون مهش زلف پریشان سنگنک ۴

گفتا به من ای باهنر گفتم منم مسکین تو
تا گر کسی یابد خبر ای راحت جان سنگنک ۵

باری به کام خویشتن آوردمش در بر دمی
بانگ نوا زد آن زمان مرغ سحرخوان سنگنک ۶

گفتا که حافظ خیز و رو صبح است بر ایوان شاه
بر شاه خوان این قصه را از خلق پنهان سنگنک ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۸۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹ - ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده
گوهر بعدی:شماره ۲۱ - مطرب خوش نوا بگو تازه به تازه نو به نو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.