هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات عشق و شیفتگی خود را به معشوق بیان میکند. او آرزو میکند که بتواند محبوبش را ببیند و به او ابراز عشق کند. همچنین از گل رخسار معشوق سخن میگوید و تمایل دارد که مانند غنچه، دهانش را پر از زر کند. در پایان، اشارهای به شهید باده دارد و میگوید که برای تجدید حیات، باید استخوانهایش را با چوب تاک سوزاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۵۲ - خوش آن شبی که کنم مست دیده بانش را
خوش آن شبی که کنم مست دیده بانش را
به دست بوسه دهم خاک آستانش را ۱
حدیثی از گل رخسار او که می گوید؟
که همچو غنچه پر از زر کنم دهانش را ۲
گلی که نیست به فرمان او، چو نافرمان
برآورم ز پس سر برون زبانش را ۳
شهید باده چو خواهید جان نو یابد
به چوب تاک بسوزید استخوانش را ۴
به دست بوسه دهم خاک آستانش را ۱
حدیثی از گل رخسار او که می گوید؟
که همچو غنچه پر از زر کنم دهانش را ۲
گلی که نیست به فرمان او، چو نافرمان
برآورم ز پس سر برون زبانش را ۳
شهید باده چو خواهید جان نو یابد
به چوب تاک بسوزید استخوانش را ۴
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۴
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱ - چه حاجت است به می لعل سیر رنگ ترا؟
گوهر بعدی:شماره ۵۳ - سرشته اند به دیوانگی سرشت مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.