هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق و دیوانگی سخن میگوید. شاعر از زلف یار و تأثیر آن بر دل دیوانه، ویرانیهای ناشی از این عشق، و دردها و رنجهای عاشقانه میگوید. همچنین، اشارهای به میو میخانه و حالات خمار دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانهی پیچیده، اشاره به میو مستی، و لحنی احساسی و گاه دردآلود است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد.
شماره ۹۱ - تا خیال زلف او ره در دل دیوانه داشت
تا خیال زلف او ره در دل دیوانه داشت
از پر و بال پری جاروب این ویرانه داشت ۱
شیشه ناموس من تا بر کنار طاق بود
هر که سنگی داشت از بهر من دیوانه داشت ۲
می شکست از خون من دایم خمار خویش را
چشم مخموری که در هر گوشه صد میخانه داشت ۳
از پر و بال پری جاروب این ویرانه داشت ۱
شیشه ناموس من تا بر کنار طاق بود
هر که سنگی داشت از بهر من دیوانه داشت ۲
می شکست از خون من دایم خمار خویش را
چشم مخموری که در هر گوشه صد میخانه داشت ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۳
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰ - ذوقی از حرف محبت بی صفای سینه نیست
گوهر بعدی:شماره ۹۲ - در محبت کام نتوان بی دل خونخواره یافت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.