هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از احساس درد و رنج خود سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند بوی خون از گل، داغ و سوختگی، و نمکسودگی، عمق غم و اندوه خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار میباشد. همچنین، موضوعات درد و رنج مطرح شده ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۱۹۲ - بوی خون از غنچه گل بر دماغم می خورد
بوی خون از غنچه گل بر دماغم می خورد
سوده مشک از خط ریحان به داغم می خورد ۱
زلف سنبل گر چه شد سر حلقه آشفتگان
پیچ و تاب رشک از دود چراغم می خورد ۲
روی گرمی هرگز از داغ نمکسودم ندید
پنبه گر فرصت بیابد خون داغم می خورد ۳
سوده مشک از خط ریحان به داغم می خورد ۱
زلف سنبل گر چه شد سر حلقه آشفتگان
پیچ و تاب رشک از دود چراغم می خورد ۲
روی گرمی هرگز از داغ نمکسودم ندید
پنبه گر فرصت بیابد خون داغم می خورد ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۳
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۱ - در گلستانی که روید دام چون سنبل ز خاک
گوهر بعدی:شماره ۱۹۳ - می چسان مغز من آتش روان را پرورد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.