هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات پیچیده و متناقض شاعر است که از دیوانگی، بهار، تجرد، و طبیعت سخن میگوید. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، تنهایی، و سادگی با زبان شاعرانه و نمادین استفاده میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق و نمادین شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'دیوانگی' و 'تجرد' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک دارند.
شماره ۲۴۱ - نشأه دیوانگی تکلیف باغم می کند
نشأه دیوانگی تکلیف باغم می کند
نوبهاران روغن گل در چراغم می کند ۱
از گریبان تجرد سر برون آورده ام
بوی پیراهن شنیدن بی دماغم می کند ۲
حرف بلبل را ز استغنا به خاک افکنده ام
ساده لوحی بین که گل تکلیف باغم می کند ۳
سایه بال هما ارزانی خورشید باد
برگ تاکی از گلستان تردماغم می کند ۴
نوبهاران روغن گل در چراغم می کند ۱
از گریبان تجرد سر برون آورده ام
بوی پیراهن شنیدن بی دماغم می کند ۲
حرف بلبل را ز استغنا به خاک افکنده ام
ساده لوحی بین که گل تکلیف باغم می کند ۳
سایه بال هما ارزانی خورشید باد
برگ تاکی از گلستان تردماغم می کند ۴
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۴
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۰ - گه تبسم از لبش، گاهی سخن گل می کند
گوهر بعدی:شماره ۲۴۲ - داغ عاشق سازگاری کی به مرهم می کند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.