هوش مصنوعی:
این متن شعری از حافظ است که از مفاهیم عرفانی و فلسفی سخن میگوید. شاعر از ناپاکیهای دنیوی و محدودیتهای جسمانی شکایت دارد و بیان میکند که دل پاک و صیقلی در تن آلوده جای نمیگیرد. همچنین، او از رنجهای عاشقانه و سوختن در آتش عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و تمثیلهای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان قابل درک نباشد.
شماره ۲۶۶ - مصفا چون شود دل در غبار تن نمی گنجد
مصفا چون شود دل در غبار تن نمی گنجد
که چون شد صیقلی آیینه در گلخن نمی گنجد ۱
به هم پیچید خرسندی زبان شکوه ما را
دگر در حلقه زنجیر ما شیون نمی گنجد ۲
کفن شد جامه فانوس از داغ جگرسوزم
ز شوخی شعله من در ته دامن نمی گنجد ۳
که چون شد صیقلی آیینه در گلخن نمی گنجد ۱
به هم پیچید خرسندی زبان شکوه ما را
دگر در حلقه زنجیر ما شیون نمی گنجد ۲
کفن شد جامه فانوس از داغ جگرسوزم
ز شوخی شعله من در ته دامن نمی گنجد ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۳
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۵ - ز شور بلبلان گل از هوای خود نمی افتد
گوهر بعدی:شماره ۲۶۷ - شکوه خامشی در ظرف گفت و گو نمی گنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.