هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از تلخیهای عشق و تأثیرات آن بر فرد عاشق میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند «زهر چشم»، «تبسم»، و «نمک تلخی بادام»، احساسات عمیق و پیچیده را بیان میکند. همچنین، اشاره به داستان فرهاد و شیرین به عنوان نمادی از عشق پررنج و فداکاریهای بیثمر دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند رنج و فداکاری در عشق نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۳۳ - هر که شبها ز سر زانوی خود بالین کرد
هر که شبها ز سر زانوی خود بالین کرد
غنچه سان جیب و بغل پرسخن رنگین کرد ۱
زهر چشمش چه عجب گر به تبسم کم شد؟
به نمک تلخی بادام توان شیرین کرد ۲
آه ازین عشق ستم پیشه که با چندین سعی
دهن تیشه فرهاد به خون شیرین کرد ۳
غنچه سان جیب و بغل پرسخن رنگین کرد ۱
زهر چشمش چه عجب گر به تبسم کم شد؟
به نمک تلخی بادام توان شیرین کرد ۲
آه ازین عشق ستم پیشه که با چندین سعی
دهن تیشه فرهاد به خون شیرین کرد ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۳
۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۲ - برو ای غیر به ما داغ محبت مفروش
گوهر بعدی:شماره ۳۳۴ - هر کجا از خط سبز تو سخن می خیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.