هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دیدن معشوقهای میگوید که با وجود گریه، حرفی نزد و راز دلش را فاش نکرد. حضور او چنان تأثیرگذار بود که شمعها را از جای خود برداشت و هیچ کس نماند که از دیدن او بیحال نشود.
رده سنی:
15+
این متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شاعرانه ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۴۲۱ - کی دیدمش که گریه سر حرف وا نکرد؟
کی دیدمش که گریه سر حرف وا نکرد؟
رنگ شکسته راز دلم برملا نکرد ۱
تنها نبرد جلوه او شمع را ز جای
سرزنده ای نماند که بی دست و پا نکرد ۲
رنگ شکسته راز دلم برملا نکرد ۱
تنها نبرد جلوه او شمع را ز جای
سرزنده ای نماند که بی دست و پا نکرد ۲
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۲
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۰ - تنها نه کار من به نگاه نخست کرد
گوهر بعدی:شماره ۴۲۲ - تا عشق هست ناله به فریاد می رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.