هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از احساس تنهایی و عشق ناکام سخن میگوید و بیان میکند که هیچ شوخی با او سر عتاب ندارد و هیچ گوشهای نیست که چشمش گلی در آب نبیند. او با وجود تشنگی به لعاب معشوق، از عتاب او هراسی ندارد، زیرا غمش از تلخی شراب هم بینیاز است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مفاهیمی مانند شراب و عتاب نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۴۸ - کدام شوخ که با من سر عتاب ندارد؟
کدام شوخ که با من سر عتاب ندارد؟
کدام گوشه که چشمم گلی در آب ندارد؟ ۱
مرا که تشنه آن لعلم از عتاب چه پروا؟
که می پرست غم از تلخی شراب ندارد ۲
کدام گوشه که چشمم گلی در آب ندارد؟ ۱
مرا که تشنه آن لعلم از عتاب چه پروا؟
که می پرست غم از تلخی شراب ندارد ۲
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۲
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۷ - (شکست حال پریشان ما چه فایده دارد؟
گوهر بعدی:شماره ۴۴۹ - عجب نباشد اگر دل ز آسمان بگریزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.