هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از نارضایتی خود از وضعیت فعلی و آرزوی آزادی و رهایی از قید و بندها میگوید. او نمیخواهد مانند گل یا آب رفتار کند که تحت تأثیر دیگران هستند، و از تنهایی و غربت خود سخن میگوید. در نهایت، از دیوانگی و میل به رهایی از اسارت فعلی خود صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند دیوانگی و اسارت نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۴۰ - چون گل پی رنگینی دستار نباشم
چون گل پی رنگینی دستار نباشم
چون آب روان تشنه رفتار نباشم ۱
اشکم که به هر تنگ نظر گرم نجوشم
آهم که به هر سردنفس یار نباشم ۲
ناقوس غریبانه به فریاد درآید
آن روز که در حلقه زنار نباشم ۳
زین شهر چرا روی به صحرا نگذارم؟
دیوانه شدم، چند گرفتار نباشم؟ ۴
چون آب روان تشنه رفتار نباشم ۱
اشکم که به هر تنگ نظر گرم نجوشم
آهم که به هر سردنفس یار نباشم ۲
ناقوس غریبانه به فریاد درآید
آن روز که در حلقه زنار نباشم ۳
زین شهر چرا روی به صحرا نگذارم؟
دیوانه شدم، چند گرفتار نباشم؟ ۴
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۴
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۹ - گرم نصیحت دل دیوانه خودیم
گوهر بعدی:شماره ۵۴۱ - ما را به تو شد راهنما راهبر چشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.