هوش مصنوعی:
شاعر از عشق میخواهد تا با حضور خود، دردها و رنجهایش را التیام بخشد و او را از غم و افسردگی نجات دهد. او با اشاره به داستان یوسف، از عشق میخواهد تا همانند یوسف، خود را به چاه افکند تا به سرانجامی نیکو برسد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و اشاره به مفاهیم فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۶۲۹ - بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن
بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکن
ز آه سردی آتش در دلم چون صبحگاه افکن ۱
رگ خواب است از افسردگی ها رشته اشکم
به هویی این گرانخوابان غفلت را به راه افکن ۲
ندارد راهی از افتادگی نزدیکتر دولت
چو یوسف خویش را در منزل اول به چاه افکن ۳
ز آه سردی آتش در دلم چون صبحگاه افکن ۱
رگ خواب است از افسردگی ها رشته اشکم
به هویی این گرانخوابان غفلت را به راه افکن ۲
ندارد راهی از افتادگی نزدیکتر دولت
چو یوسف خویش را در منزل اول به چاه افکن ۳
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۳
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۸ - به تنهایی گل از وصل گلستان می توان چیدن
گوهر بعدی:شماره ۶۳۰ - نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.