هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، مینوشی، و رازهای درونی سخن میگوید. شاعر از یار، میخانه، و درد فراق یاد میکند و از طبیعت و نغمههای عاشقانه برای بیان احساساتش استفاده مینماید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است و ممکن است برای مخاطبان جوانتر نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد. همچنین، اشارههایی به شراب و مستی دارد که برای سنین پایینتر مناسب نیست.
راز مستی
گشای در که یار ز خُم نوش جان کند
راز درون خویش ز مستی، عیان کند
با دوستان بگو که به میخانه رو کنند
تا یار از خماری خود، داستان کند
بردار پرده از دل غمدیدهات که دوست
اشک روانِ خویش ز دامن، روان کند
با گل بگو که چهره گشاید به بوستان
تا طیر قدس، راز نهان را بیان کند
جامی بیار بر در درویش بینوا
تا رازِ دل عیان، برِ پیر و جوان کند
بلبل به باغ، ناله کند همچو عاشقان
گویی که یاد از غم فصل خزان کند
بگذار دردمندِ فراقِ رُخ نگار
از درد خویش، ناله و آه و فغان کند
راز درون خویش ز مستی، عیان کند
با دوستان بگو که به میخانه رو کنند
تا یار از خماری خود، داستان کند
بردار پرده از دل غمدیدهات که دوست
اشک روانِ خویش ز دامن، روان کند
با گل بگو که چهره گشاید به بوستان
تا طیر قدس، راز نهان را بیان کند
جامی بیار بر در درویش بینوا
تا رازِ دل عیان، برِ پیر و جوان کند
بلبل به باغ، ناله کند همچو عاشقان
گویی که یاد از غم فصل خزان کند
بگذار دردمندِ فراقِ رُخ نگار
از درد خویش، ناله و آه و فغان کند
۵۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:جلوه جام
گوهر بعدی:پردهنشین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.