هوش مصنوعی: این متن شعری است که از پایان یافتن دوران هجران و نزدیک شدن روز وصال سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند بالا زدن پرده از ماه، رفتن غم از دل، ظهور بلبل در باغ و رفتن زاغ با شرمساری، به توصیف شادی و امیدواری می‌پردازد. نور چهره معشوق محفل را روشن می‌کند و همه چیز غیر از ذکر یار از یاد می‌رود. در پایان، شاعر به نزدیک بودن وعده دیدار اشاره کرده و مژده پایان هجران را می‌دهد.
رده سنی: 15+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی و شناختی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های ادبی ممکن است برای کودکان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد.

روز وصل

غم مخور، ایّام هجران رو به‏پایان می‏رود
این خماری از سر ما می‏گساران می رود

پرده را از روی ماه خویش، بالا می‏زند
غمزه را سر می‏دهد، غم از دل و جان می‏رود

بلبل اندر شاخسار گل هویدا می‏شود
زاغ با صد شرمساری از گلستان می‏رود

محفل از نور رخ او نورافشان می‏شود
هر چه غیر از ذکر یار، از یاد رندان می‏رود

ابرها از نور خورشید رخش پنهان شوند
پرده از رخسار آن سرو خرامان می‏رود

وعده دیدار نزدیک است، یاران مژده باد
روز وصلش می رسد، ایّام هجران می‏رود
۶۳۹
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:زنجیر دل
گوهر بعدی:آتش عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.