هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از رنج‌ها و دل‌تنگی‌های خود می‌گوید و از رفتارهای ریاکارانه صوفیان و شیوخ انتقاد می‌کند. او به دنبال آرامش و حقیقت است و از عشق و جست‌وجوی معشوق سخن می‌گوید. همچنین، به مفاهیمی مانند رهایی از قید و بندهای دنیوی و رسیدن به حقیقت وجودی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی به صوفیان و شیوخ نیاز به درک بیشتری از بافت فرهنگی و اجتماعی دارد.

گنج نهان

بر در میکده با آه و فغان آمده‏ام
از دغل‏بازی صوفی به امان آمده‏ام

شیخ را گو که درِ مدرسه بربند که من
زین همه قال و مقال تو، به جان آمده‏ام

سر خم باز کن ای پیر که در درگه تو
با شعف، رقص کنان دست فشان آمده‏ام

گرهی باز نگردد، مگر از غمزه یار
بر درش با تن شوریده، روان آمده‏ام

همه جا خانه یار است که یارم همه جاست
پس ز بتخانه سوی کعبه چسان آمده‏ام؟

راز بگشا و گره باز و معما حل کن
که از این بادیه، بی تاب و توان آمده‏ام

تا که از هیچ کنم کوچ به سوی همه چیز
بوالهوس در طمع گنج نهان، آمده‏ام
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:آیینه جان
گوهر بعدی:نیم‌غمزه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.