هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد عشق بیپاسخ و رنجهای ناشی از آن را بیان میکند. شاعر از یار درمانناپذیر خود شکایت دارد و به شبهای بیخوابی و ناامیدیهایش اشاره میکند. همچنین، او از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که حتی مرگ ناشی از آن را نمیتوان گناه شمرد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به ناامیدی و رنجهای عاطفی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۳ - مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارا
مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارا
من و دردت، چو تو درمان نمی خواهی دل ما را ۱
منم امروز، و صحرایی و آب ناخوش از دیده
چو مجنون آب خوش هرگز ندادی وحش صحرا را ۲
شبت خوش باد و خواب مستیت سلطان و من هم خوش
شبی گر چه نیاری یاد بیداران شبها را ۳
ز عشق ار عاشقی میرد، گنه بر عشق ننهد کس
که بهر غرقه کردن عیب نتوان کرد دریا را ۴
بمیرند و برون ندهند مشتاقان دم حسرت
کله ناگه مبادا کج شود آن سرو بالا را ۵
به نومیدی به سر شد روزگار من که یک روزی
عنان گیری نکرد امید، هم عمر روان ما را ۶
مزن لاف صبوری خسروا در عشق کاین صرصر
به رقص آرد چو نفخ صور، کوه پای بر جا را ۷
من و دردت، چو تو درمان نمی خواهی دل ما را ۱
منم امروز، و صحرایی و آب ناخوش از دیده
چو مجنون آب خوش هرگز ندادی وحش صحرا را ۲
شبت خوش باد و خواب مستیت سلطان و من هم خوش
شبی گر چه نیاری یاد بیداران شبها را ۳
ز عشق ار عاشقی میرد، گنه بر عشق ننهد کس
که بهر غرقه کردن عیب نتوان کرد دریا را ۴
بمیرند و برون ندهند مشتاقان دم حسرت
کله ناگه مبادا کج شود آن سرو بالا را ۵
به نومیدی به سر شد روزگار من که یک روزی
عنان گیری نکرد امید، هم عمر روان ما را ۶
مزن لاف صبوری خسروا در عشق کاین صرصر
به رقص آرد چو نفخ صور، کوه پای بر جا را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - صد هزاران آفرین جان آفرین پاک را
گوهر بعدی:شماره ۴ - گه از می تلخ می کن آن دو لعل شکرافشان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.