هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی، رنج‌های عشق، وصف یار و جمال او، و همچنین از جدایی و فراق سخن می‌گوید. شاعر از زلف یار، لعل شکرافشان او، و سوز دل خود یاد می‌کند و گاهی به مفاهیمی مانند شهادت، کفر، و پشیمانی نیز اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و گاهی اشارات عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به کار رفته نیاز به درک ادبی و عاطفی بیشتری دارند.

شماره ۴ - گه از می تلخ می کن آن دو لعل شکرافشان را

گه از می تلخ می کن آن دو لعل شکرافشان را
که تا هر کس به گستاخی نبیند آن گلستان را ۱

کنم دعوی عشق یار و آنگه زو وفا جویم
زهی عشق ار به رشوت دوست خواهم داشتن آن را ۲

بران تا زودتر زان شعله خاکستر شود جانم
نفس بگشایم و دم می دهم سوزاک پنهان را ۳

بریدم زلف او را سر که هنگام پریشانی
شهادت گوید آن زاهد چو دید آن کافرستان را ۴

نهان با خویش می گویم که هست آن شوخ زآن من
مگر روزی دو سه ماند، زبانی می دهم جان را ۵

از او یارب نپرسی و مرا سوزی به جای او
چو سیری نیست از آزار خلق آن ناپشیمان را ۶

بیار آن نامه مجنون که گیرد سبق رسوایی
به خون دل چو خسرو شست لوح صبر و سامان را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳ - مرا دردیست اندر دل که درمان نیستش یارا
گوهر بعدی:شماره ۵ - زمانه شکل دگر گشت و رفت آن مهربانیها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.