هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او خود را گم‌شده در راه معشوق می‌داند و از دیگران می‌خواهد که او را جستجو نکنند، چرا که دیگر بازگشتی در کار نیست. عشق او به حدی است که حاضر است رسوایی و درد را بپذیرد و حتی خاک در معشوق را بر خود می‌پسندد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است برای آن‌ها مناسب نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ عرفانی و رنج‌های عشق نافرجام، نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.

شماره ۲۴ - گم شدم در سر آن کوی، مجویید مرا

گم شدم در سر آن کوی، مجویید مرا
او مرا کشت شدم زنده، ممویید مرا ۱

عمری از گم شدنم رفت و نمی آیم باز
چون چنین است، شما نیز مجویید مرا ۲

بر درش مردم و آن خاک بر اعضای منست
هم بدان خاک در آرید و مشویید مرا ۳

عاشق و مستم و رسوایی خویشم هوس است
هر چه خواهم که کنم، هیچ مگویید مرا ۴

خسروم من گلی از خون دل خود رسته
بوی من هست جگر سوز، مبویید مرا ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳ - در خم گیسوی کافر کیش داری تارها
گوهر بعدی:شماره ۲۵ - ای شده ماه نما دیده بدخوی مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.