هوش مصنوعی:
متن بالا بیانگر درد و رنج عاشقی است که در برابر تقدیر و اراده معشوق خود تسلیم شده است. شاعر از عشق بیپایان، رنجهای ناشی از آن، و امید به دیدار معشوق سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند تقدیر، صبر، و ستایش معشوق وجود دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و درد عشق نیاز به بلوغ ذهنی برای درک مناسب دارد.
شماره ۷۲ - چو خواهی برد روزی عاقبت این جان مفتون را
چو خواهی برد روزی عاقبت این جان مفتون را
گه از گاهی به من بنمای باری صنع بیچون را ۱
تو می کن هر چه خواهی، من نیارم دم زدن زیرا
که گر چه خون کند سلطان، نیارند از پی خون را ۲
نخواهم داد دربان ترا بهر درون زحمت
بسنده ست آنکه بوسم گه گهی دیوار بیرون را ۳
دل من نامه در دست و خون دیده عنوانش
بس از غمازی عنوان برون بر حال مضمون را ۴
شب آمد روز عیشم را و من با سوخته جانی
همی جویم چراغ افروخته آن روز میمون را ۵
نه شبهای من بد روز از اینسان ست بی پایان
ولی یارب، مبادا روز نیک آن زلف شبگون را ۶
تو آن مرغی که آزادی و در دامی نیفتادی
سزد، گر شکرگویی روز و شب بخت همایون را ۷
چو لیلی بیند آن مجنون شراب از خون خود نوشد
به از سنگ ستمگاران نباشد نقل مجنون را ۸
همه کس فتنه شد بر گفته خسرو مگر چشمت
اثر در جاودان هرگز نباشد سحر و افسون را ۹
گه از گاهی به من بنمای باری صنع بیچون را ۱
تو می کن هر چه خواهی، من نیارم دم زدن زیرا
که گر چه خون کند سلطان، نیارند از پی خون را ۲
نخواهم داد دربان ترا بهر درون زحمت
بسنده ست آنکه بوسم گه گهی دیوار بیرون را ۳
دل من نامه در دست و خون دیده عنوانش
بس از غمازی عنوان برون بر حال مضمون را ۴
شب آمد روز عیشم را و من با سوخته جانی
همی جویم چراغ افروخته آن روز میمون را ۵
نه شبهای من بد روز از اینسان ست بی پایان
ولی یارب، مبادا روز نیک آن زلف شبگون را ۶
تو آن مرغی که آزادی و در دامی نیفتادی
سزد، گر شکرگویی روز و شب بخت همایون را ۷
چو لیلی بیند آن مجنون شراب از خون خود نوشد
به از سنگ ستمگاران نباشد نقل مجنون را ۸
همه کس فتنه شد بر گفته خسرو مگر چشمت
اثر در جاودان هرگز نباشد سحر و افسون را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱ - جانا، به پرسش یاد کن روزی من گم بوده را
گوهر بعدی:شماره ۷۳ - چه اقبال است این رب که دولت داده رو ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.