هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از شادی دیدار یار و توصیف زیباییهای او سخن میگوید. شاعر از بیداری شبها و تماشای یار میگوید و از وصل و دیدار او ابراز خوشحالی میکند. همچنین، در ابیاتی به شکوه از فراق و ناپایداری دنیا اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نیاز به توضیح و درک بیشتری داشته باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فراق و ناپایداری دنیا ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۷۳ - چه اقبال است این رب که دولت داده رو ما را
چه اقبال است این رب که دولت داده رو ما را
که در کوی فراموشان گذر شد یار زیبا را ۱
کمر بند من آمد نزد من خنده زنان امشب
توقف کن که لختی بنگرم پروین و جوزا را ۲
بحمدالله که بیداری شبهایم نشد ضایع
بدیدم خفته در آغوش خود آن سرو بالا را ۳
به تشویق دهل رنجه مشو، ای نوبتی، امشب
که خفتن در بر یار است بیداران شبها را ۴
تماشا می کنم این قد، قیامت می کند، یارب
که خواهم تا قیامت یاد کردن این تماشا را ۵
کجاها بودی، ای گلبرگ خندان، راست گو با من
که چون چپ داده ای امروز گلرویان رعنا را ۶
رسیدی همچو شاخ گل کدامین باد آوردت
که هرگز می نپرسیدی به یک شاخ گلی ما را ۷
تویی با من، معاذالله ز تو کی آید این یاری
منم با تو، عفاک الله مرا کی باشد این یارا ۸
چه گویی خسروا، چندین حدیث وصل نابوده
خیال است این که ره دادی به سوی خویش سودا را ۹
که در کوی فراموشان گذر شد یار زیبا را ۱
کمر بند من آمد نزد من خنده زنان امشب
توقف کن که لختی بنگرم پروین و جوزا را ۲
بحمدالله که بیداری شبهایم نشد ضایع
بدیدم خفته در آغوش خود آن سرو بالا را ۳
به تشویق دهل رنجه مشو، ای نوبتی، امشب
که خفتن در بر یار است بیداران شبها را ۴
تماشا می کنم این قد، قیامت می کند، یارب
که خواهم تا قیامت یاد کردن این تماشا را ۵
کجاها بودی، ای گلبرگ خندان، راست گو با من
که چون چپ داده ای امروز گلرویان رعنا را ۶
رسیدی همچو شاخ گل کدامین باد آوردت
که هرگز می نپرسیدی به یک شاخ گلی ما را ۷
تویی با من، معاذالله ز تو کی آید این یاری
منم با تو، عفاک الله مرا کی باشد این یارا ۸
چه گویی خسروا، چندین حدیث وصل نابوده
خیال است این که ره دادی به سوی خویش سودا را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۲ - چو خواهی برد روزی عاقبت این جان مفتون را
گوهر بعدی:شماره ۷۴ - دیوانه می کنی دل و جان خراب را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.