هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق عمیق و وفاداری خود به معشوق سخن میگوید و از رنجها و سختیهایی که در این راه متحمل شده است، مینالد. او ابراز میکند که با وجود درد و رنج ناشی از بی تفاوتی یا بی رحمی معشوق، عشق او تزلزل ناپذیر می ماند. شاعر حتی حاضر است جان خود را فدا کند و از معشوق میخواهد که به او توجه کند.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان زیر 15 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'در غمت میسوزم' و 'واگهی نیست از دل افگار بیمارم ترا' ممکن است برای سنین پایین سنگین و نامناسب باشد.
شماره ۹۳ - دلبرا، عمریست تا من دوست می دارم ترا
دلبرا، عمریست تا من دوست می دارم ترا
در غمت می سوزم و گفتن نمی یارم ترا ۱
وای بر من کز غمت می میرم و جان می دهم
واگهی نیست از دل افگار بیمارم ترا ۲
ای به تو روشن دو چشم گر درآری سر به من
از عزیزی همچو نور دیده می دارم ترا ۳
داری اندر سر که بگذاری مرا و من برآنک
در جمیع عمر خویش از دست نگذارم ترا ۴
خواری و آزار بر من، گر به تیغ آید ز تو
خارم اندر دیده، گر با گل بیازارم ترا ۵
یک زمان از پای ننشینم به جست و جوی تو
یا کنم سر را فدایت، یا به دست آرم ترا ۶
نیست شرط، ای دوست، با یاران دیرینت جفا
شرم دار آخر که من یار وفادارم ترا ۷
در غمت می سوزم و گفتن نمی یارم ترا ۱
وای بر من کز غمت می میرم و جان می دهم
واگهی نیست از دل افگار بیمارم ترا ۲
ای به تو روشن دو چشم گر درآری سر به من
از عزیزی همچو نور دیده می دارم ترا ۳
داری اندر سر که بگذاری مرا و من برآنک
در جمیع عمر خویش از دست نگذارم ترا ۴
خواری و آزار بر من، گر به تیغ آید ز تو
خارم اندر دیده، گر با گل بیازارم ترا ۵
یک زمان از پای ننشینم به جست و جوی تو
یا کنم سر را فدایت، یا به دست آرم ترا ۶
نیست شرط، ای دوست، با یاران دیرینت جفا
شرم دار آخر که من یار وفادارم ترا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۲ - باز مدار، ای پسر، غمزه نیم خواب را
گوهر بعدی:شماره ۹۴ - جان به خاموشی برآمد بی زبانی چند را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.