هوش مصنوعی:
در این شعر، شاعر صحنهای از یک شب مستی و مجلسآرایی را توصیف میکند. گلها و عناصر طبیعت مانند سبزه، سرو، نرگس و صبا در حال حرکت و تعامل هستند. شاعر در باغ با یار خود خفته است و هنگامی که یارش قصد رفتن دارد، فریادی ناخواسته از دلش برمیخیزد.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و نمادین است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات شعر کلاسیک و توصیفات پیچیدهتر، آن را برای مخاطبان با سن بالاتر مناسب میسازد.
شماره ۱۵۳ - گل امشب آخر شب مست برخاست
گل امشب آخر شب مست برخاست
به جام لاله گون مجلس بیاراست ۱
نشسته سبزه زین سو، پای در بند
ستاده سرو ازان سو جانب راست ۲
صبا می رفت و نرگس از غنودن
به هر سویی همی افتاد و می خاست ۳
من اندر باغ بودم خفته با یار
بنامیزد چو ماهی بی کم و کاست ۴
چو رفتن خواست از پهلوی خسرو
بر آمد از دلم فریاد بی خواست ۵
به جام لاله گون مجلس بیاراست ۱
نشسته سبزه زین سو، پای در بند
ستاده سرو ازان سو جانب راست ۲
صبا می رفت و نرگس از غنودن
به هر سویی همی افتاد و می خاست ۳
من اندر باغ بودم خفته با یار
بنامیزد چو ماهی بی کم و کاست ۴
چو رفتن خواست از پهلوی خسرو
بر آمد از دلم فریاد بی خواست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۲ - صبا، گردی ازان زلف دو تا خاست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۴ - نسیما، آن گل شبگیر چونست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.