هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از آمدن معشوق و تأثیر عمیق او بر جان و دل خود سخن میگوید. همچنین، از درد فراق و گریههای خونین یاد میکند و از ناتوانی در بیان غم خود به دلیل حیرت و شگفتی از زیبایی معشوق مینویسد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۸۵ - شهسوارم آمد و از سینه جان را برگرفت
شهسوارم آمد و از سینه جان را برگرفت
دولت بادی که آن سرو روان را برگرفت ۱
بار و جان هر دو درین تن بود و جان آمد درون
یار را گفت این چه باشد با تو جان را برگرفت ۲
دی که کرد ابر بلند آن یار خلقی را بکشت
گوییا ترکی به خونریزی کمان را بر گرفت ۳
سرخ گل کز آب چشم من به کوی او دمید
گریه خون کرد بر وی هر که آن را برگرفت ۴
گفتمش گویم غم خود چون بدیدم دم نماند
زانکه حیرت از لب خسرو زبان را برگرفت ۵
دولت بادی که آن سرو روان را برگرفت ۱
بار و جان هر دو درین تن بود و جان آمد درون
یار را گفت این چه باشد با تو جان را برگرفت ۲
دی که کرد ابر بلند آن یار خلقی را بکشت
گوییا ترکی به خونریزی کمان را بر گرفت ۳
سرخ گل کز آب چشم من به کوی او دمید
گریه خون کرد بر وی هر که آن را برگرفت ۴
گفتمش گویم غم خود چون بدیدم دم نماند
زانکه حیرت از لب خسرو زبان را برگرفت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۴ - روز نوروزست و ساقی جام صهبا برگرفت
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶ - هر قدم کاندر راه آن سرو خرامان برگرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.