هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر درد و رنج شاعر از فراق و دوری معشوق است. شاعر از بیوفایی و فراموشی معشوق شکایت دارد و احساس میکند که با وجود رفتن معشوق، خاطرات و نقش او از ذهنش پاک نشده است. همچنین، شاعر به ناامیدی و تلخی عشق اشاره میکند و احساس میکند که هیچ کاری به مراد دلش پیش نرفته است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق، درد فراق و اندوه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۲۱۸ - رفتی از پیش من و نقش تو از پیش نرفت
رفتی از پیش من و نقش تو از پیش نرفت
کیست کو دید به رخسار تو وز خویش نرفت ۱
تا ترا دیدم، کم رفت خیالت ز دلم
کم چه باشد که خود خاطر من خویش نرفت ۲
هیچ گاهی به سوی بند نیایی، آری
هیچ کاری به مراد دل درویش نرفت ۳
شب کنی وعده و فردات ز خاطر برود
از تو این ناز و فراموشی و فرویش نرفت ۴
بی سبب نیست گذرهای خیالت بر من
بی سبب گرگ مکابر به سوی میش نرفت ۵
تیر مژگان ترا جستن دلها کیش است
عالمی کشته شد و تیر تو از کیش نرفت ۶
من رسوا شده را خودکش و مفگن به رقیب
که بدین روز کسی پیش بداندیش نرفت ۷
دل به مرهم چه گذاریم که بر یاد لبت
هیچ وقتی دل ما را نمک از ریش نرفت ۸
خسروا، تن زن و بنشین پس کار خود، از آنک
جگرت خون شد و کار دلت از پیش نرفت ۹
کیست کو دید به رخسار تو وز خویش نرفت ۱
تا ترا دیدم، کم رفت خیالت ز دلم
کم چه باشد که خود خاطر من خویش نرفت ۲
هیچ گاهی به سوی بند نیایی، آری
هیچ کاری به مراد دل درویش نرفت ۳
شب کنی وعده و فردات ز خاطر برود
از تو این ناز و فراموشی و فرویش نرفت ۴
بی سبب نیست گذرهای خیالت بر من
بی سبب گرگ مکابر به سوی میش نرفت ۵
تیر مژگان ترا جستن دلها کیش است
عالمی کشته شد و تیر تو از کیش نرفت ۶
من رسوا شده را خودکش و مفگن به رقیب
که بدین روز کسی پیش بداندیش نرفت ۷
دل به مرهم چه گذاریم که بر یاد لبت
هیچ وقتی دل ما را نمک از ریش نرفت ۸
خسروا، تن زن و بنشین پس کار خود، از آنک
جگرت خون شد و کار دلت از پیش نرفت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۷ - برگ ریز آمد و برگ گل و گلزار برفت
گوهر بعدی:شماره ۲۱۹ - فتنه اهل نظر چون به جهان طلعت اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.