خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از دیدار معشوقهای گذرا و تأثیر عمیق این دیدار بر دلش سخن میگوید. او از احساسات شدید خود مانند عشق، اندوه و پشیمانی میگوید و از گذر زمان و ناپایداری لحظات با معشوق شکایت میکند.
این متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۲۲۰ - ترک من دی به رهی مست و خرامان بگذشت
ترک من دی به رهی مست و خرامان بگذشت
حال چندین دل آسوده ز سامان بگذشت ۱
خلق دریافت به بویش که همو می گذرد
کرد غمازی خود، گر چه که پنهان بگذشت ۲
دیدم آن روی چو خورشید و زدم عطر که تا
نرود او و شنید و خوش و خندان بگذشت ۳
شب ز خونابه دل خاک درش می شستم
کامد اندر دل من ناگه و گریان بگذشت ۴
دی همی گفت که جامه هدر از دیدن من
گریه افتاد به دامان و گریبان بگذشت ۵
زیستن خواستمی از پی رویش زین پیش
دیر زی تو که کنون کار من آسان بگذشت ۶
چند گویی که کنون با تو سخن خواهم گفت
چه کنی مرهم ریشی که ز درمان بگذشت ۷
خسرو از گفته پشیمانست که حال دل گفت
که غمی در دلش آمد که پشیمان بگذشت ۸
حال چندین دل آسوده ز سامان بگذشت ۱
خلق دریافت به بویش که همو می گذرد
کرد غمازی خود، گر چه که پنهان بگذشت ۲
دیدم آن روی چو خورشید و زدم عطر که تا
نرود او و شنید و خوش و خندان بگذشت ۳
شب ز خونابه دل خاک درش می شستم
کامد اندر دل من ناگه و گریان بگذشت ۴
دی همی گفت که جامه هدر از دیدن من
گریه افتاد به دامان و گریبان بگذشت ۵
زیستن خواستمی از پی رویش زین پیش
دیر زی تو که کنون کار من آسان بگذشت ۶
چند گویی که کنون با تو سخن خواهم گفت
چه کنی مرهم ریشی که ز درمان بگذشت ۷
خسرو از گفته پشیمانست که حال دل گفت
که غمی در دلش آمد که پشیمان بگذشت ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۹ - فتنه اهل نظر چون به جهان طلعت اوست
گوهر بعدی:شماره ۲۲۱ - شد هوا سرد، کنون موسم خرگاه کجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.