هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر درد هجران و عشق به معشوق است. شاعر از شبهای بیقراری میگوید که با یاد یار سپری شده، از سوز دل و فراموشی دردها در حضور معشوق سخن میراند، و از تسلیم دل در برابر زلف یار و ناتوانی در کنترل عشق دیوانهوار خود مینالد. در پایان، شاعر به بندگی جانان و لذتهای عرفانی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین، برخی مضامین مانند هجران و سوز عشق ممکن است برای سنین پایین نامناسب باشد.
شماره ۲۳۱ - دوش لعل تو مرا تا به سحر مهمان داشت
دوش لعل تو مرا تا به سحر مهمان داشت
مرده هجر ز بوی تو همه شب جان داشت ۱
روی تو دیدم و شد درد فراموش مرا
سینه کز ناوک هجرت به جگر پیکان داشت ۲
دل من، گر چه به بیداد شد از زلف تو تنگ
ملک او شد که ز سلطان رخت فرمان داشت ۳
باز با زلف تو بدخو شد و اینک پس ازین
دل دیوانه به زنجیر نگه نتوان داشت ۴
سوزش سینه من دید و کنارم نگرفت
که هنوز این تن بد روز تب هجران داشت ۵
ای که گویی تو که در پیش صنم سجده چه شد
این بدان گوی که آن دم خبر از ایمان داشت ۶
جان که از کوی تو بگریخت شبش خوش بادا
جای او یار نگهداشت که جای آن داشت ۷
نظری کردم و دزدیده مرا جان بخشید
کز رقیبان خنک دزدی من پنهان داشت ۸
خسرو امشب شرف بندگی جانان یافت
مگس امروز سر مایده سلطان داشت ۹
مرده هجر ز بوی تو همه شب جان داشت ۱
روی تو دیدم و شد درد فراموش مرا
سینه کز ناوک هجرت به جگر پیکان داشت ۲
دل من، گر چه به بیداد شد از زلف تو تنگ
ملک او شد که ز سلطان رخت فرمان داشت ۳
باز با زلف تو بدخو شد و اینک پس ازین
دل دیوانه به زنجیر نگه نتوان داشت ۴
سوزش سینه من دید و کنارم نگرفت
که هنوز این تن بد روز تب هجران داشت ۵
ای که گویی تو که در پیش صنم سجده چه شد
این بدان گوی که آن دم خبر از ایمان داشت ۶
جان که از کوی تو بگریخت شبش خوش بادا
جای او یار نگهداشت که جای آن داشت ۷
نظری کردم و دزدیده مرا جان بخشید
کز رقیبان خنک دزدی من پنهان داشت ۸
خسرو امشب شرف بندگی جانان یافت
مگس امروز سر مایده سلطان داشت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۰ - باد نوروز چو دنباله جان ما داشت
گوهر بعدی:شماره ۲۳۲ - تا زید بنده غم عشق به جان خواهد داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.