هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و شیدایی سخن میگوید و از تأثیر عمیق آن بر جان و دل خود مینالد. او از زیباییهای جهان و بلاهای عشق پرسش میکند و بیان میکند که چگونه عشق، دل را ویران کرده است. همچنین، از ناتوانی در کنترل دل خود و نظرات مردم دربارهی عشقش میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و حسرتآلود است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۳۰ - باد نوروز چو دنباله جان ما داشت
باد نوروز چو دنباله جان ما داشت
دل ما را اثری بوی کسی شیدا داشت ۱
از کجا گشت پدید، این همه خوبان، یارب
آسمان، این چه بلا بود که بهر ما داشت؟ ۲
عشق بنشست به جان، خانه دل کرد خراب
که من سوخته را بر سر این سودا داشت؟ ۳
خلق گویند که گر جانت به کار است، مبین
چه کنم چون نتوانم دل خود بر جا داشت ۴
نرود باغ، کزان دیده که دیدت خسرو
نتواند به گل و لاله نازیبا داشت ۵
دل ما را اثری بوی کسی شیدا داشت ۱
از کجا گشت پدید، این همه خوبان، یارب
آسمان، این چه بلا بود که بهر ما داشت؟ ۲
عشق بنشست به جان، خانه دل کرد خراب
که من سوخته را بر سر این سودا داشت؟ ۳
خلق گویند که گر جانت به کار است، مبین
چه کنم چون نتوانم دل خود بر جا داشت ۴
نرود باغ، کزان دیده که دیدت خسرو
نتواند به گل و لاله نازیبا داشت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۹ - باز شب آمد و خواب از سر من بیرون رفت
گوهر بعدی:شماره ۲۳۱ - دوش لعل تو مرا تا به سحر مهمان داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.