خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که بیانگر دلدادگی و شیفتگی شاعر به معشوق است. شاعر از تأثیر عمیق معشوق بر دلها، ترس از فراق، و سوز دل خود سخن میگوید. همچنین، اشارهای به مفهوم شفاعت و تسلیم در برابر حق دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از واژهها و ترکیبات نیاز به دانش ادبی بیشتری دارند.
شماره ۲۵۳ - کار بالای تو تا بالا گرفت
کار بالای تو تا بالا گرفت
در همه دلها خیالت جا گرفت ۱
هر که رفتار تو دید از بیم جان
هم ترا بهر شفاعت پا گرفت ۲
تا نمی دیدم بلای جان ترا
دیده دنبال دل شیدا گرفت ۳
می گرفتم لذتی از عمر خویش
کامدی تو در دل من جا گرفت ۴
ما چنین کز دل گرفتاریم هست
حق به دستت، گر دلت از ما گرفت ۵
چند سوزم، وه که روی دل سیه
کز وی اندر جانم این سودا گرفت ۶
بیدلان را طعنه زد، خسرو بسوخت
تا کدامین آه دل او را گرفت ۷
در همه دلها خیالت جا گرفت ۱
هر که رفتار تو دید از بیم جان
هم ترا بهر شفاعت پا گرفت ۲
تا نمی دیدم بلای جان ترا
دیده دنبال دل شیدا گرفت ۳
می گرفتم لذتی از عمر خویش
کامدی تو در دل من جا گرفت ۴
ما چنین کز دل گرفتاریم هست
حق به دستت، گر دلت از ما گرفت ۵
چند سوزم، وه که روی دل سیه
کز وی اندر جانم این سودا گرفت ۶
بیدلان را طعنه زد، خسرو بسوخت
تا کدامین آه دل او را گرفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۲ - عاشقان را درد بی مرهم خوش است
گوهر بعدی:شماره ۲۵۴ - یار بی موجب دل از ما برگرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.