هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، از عشق نافرجام و دردهای آن سخن میگوید. شاعر از معشوقی میگوید که با وجود ناسازگاریهایش، همچنان مورد ستایش است. او از غمهای عشق و بیتأثیری داروها در درمان درد عشق شکایت میکند و در نهایت به شهرت خود در همه جا اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به درد و رنج عشق، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۲۶۰ - مه غلام تست با رویی که هست
مه غلام تست با رویی که هست
مشک خاک تست با بویی که هست ۱
دست بست آیینه پیشت ایستاد
روی دیگر یافت با رویی که هست ۲
خوی ناسازت نخواهد شد دگر
هم نخواهد ساخت با خویی که هست ۳
تیغ برکش کز پی فرمان تست
جان و دل را پشت و پهلویی که هست ۴
آب خورد آورد غمها سوی ما
آب چشمم را به هر سویی که هست ۵
ای طبیب، از من برو کاین درد عشق
به نخواهد شد به دارویی که هست ۶
چند مستوری کنی کز بهر تو
شهره شد خسرو به هر کویی که هست ۷
مشک خاک تست با بویی که هست ۱
دست بست آیینه پیشت ایستاد
روی دیگر یافت با رویی که هست ۲
خوی ناسازت نخواهد شد دگر
هم نخواهد ساخت با خویی که هست ۳
تیغ برکش کز پی فرمان تست
جان و دل را پشت و پهلویی که هست ۴
آب خورد آورد غمها سوی ما
آب چشمم را به هر سویی که هست ۵
ای طبیب، از من برو کاین درد عشق
به نخواهد شد به دارویی که هست ۶
چند مستوری کنی کز بهر تو
شهره شد خسرو به هر کویی که هست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - ترک من طره مشوش کرده است
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - روی خوبت دلبری را پایه ای است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.