هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین از عشق نافرجام و جدایی سخن میگوید. شاعر از یار بیوفا و درد فراق مینالد و با تصاویری مانند خواب، بیداری و مرگ عاشقان، احساسات خود را بیان میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند فتنه، بیداری خرد و زندگی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مرگ عاشقان و فتنه نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۳۸ - نگار من که ز جنبیدن صبا خفته ست
نگار من که ز جنبیدن صبا خفته ست
بگوی بهر دلم، ای صبا، کجا خفته ست؟ ۱
درین غمم که مبادا گره به تار بود
بر آن حریر که آن یار بی وفا خفته ست ۲
بیا بگوی که باز از چه زنده ای و هنوز
مگر که فتنه آن چشم پر بلا خفته ست؟ ۳
مخسپ ایمن کز گور عاشقان آواز
همی رسد که مپندار خون ما خفته ست ۴
کسی که دعوی بیداری خرد کرده ست
به یک نظاره تو دیده ام به جا خفته ست ۵
به خانمان همه کس خواب زندگی دارد
جز آنکه او ز هم آغوش خود جدا خفته ست ۶
حساب وصل مدان، خسروا، اگر شیرین
به خواب در بر فرهاد مبتلا خفته ست ۷
بگوی بهر دلم، ای صبا، کجا خفته ست؟ ۱
درین غمم که مبادا گره به تار بود
بر آن حریر که آن یار بی وفا خفته ست ۲
بیا بگوی که باز از چه زنده ای و هنوز
مگر که فتنه آن چشم پر بلا خفته ست؟ ۳
مخسپ ایمن کز گور عاشقان آواز
همی رسد که مپندار خون ما خفته ست ۴
کسی که دعوی بیداری خرد کرده ست
به یک نظاره تو دیده ام به جا خفته ست ۵
به خانمان همه کس خواب زندگی دارد
جز آنکه او ز هم آغوش خود جدا خفته ست ۶
حساب وصل مدان، خسروا، اگر شیرین
به خواب در بر فرهاد مبتلا خفته ست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۷ - کجاست دل که غمت را نهان تواند داشت
گوهر بعدی:شماره ۳۳۹ - ترا به دین و دیانت درون بپاید راست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.