هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد فراق، ناتوانی در پنهان کردن غم، بیوفایی دشمنان، و نبود همدردی مینالد. او از یار خوابآلود و بیتوجه شکایت دارد و آرزو میکند که دوستش به او عنایتی کند تا بتواند سر تسلیم بر آستانش بگذارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی، تنهایی، و شکایت از روزگار ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۳۷ - کجاست دل که غمت را نهان تواند داشت
کجاست دل که غمت را نهان تواند داشت
به صبر کوشد و خود را بر آن تواند داشت ۱
به کام دشمنم از هجر و دوستی نه که او
دلی به سوی من ناتوان تواند داشت ۲
کشید خصم تو تیغ و مرا شفیعی نه
که دست مصلحتی در میان تواند داشت ۳
ببرد دزد غم دل که یار خواب آلود
چگونه پاس دل دوستان تواند داشت ۴
خراب چشم خودم وین نه آن می است که چشم
شراب خوار مرا میهمان تواند داشت ۵
بسوزم و نزنم دم که نیست همدردی
که راز سوخته ای را نهان تواند داشت ۶
همی کشند که نامش مبر، چو در دلم اوست
زیان چگونه زبان در دهان تواند داشت ۷
نماند از مه و خورشید نازنین مرا
حیات باد که او جایشان تواند داشت ۸
متاع عمر که بر باد می رود از دست
مگر که لشکر رطل گران تواند داشت ۹
عنایتی بکن، ای دوست، بنده خسرو را
سر نیاز بر آن آستان تواند داشت ۱۰
به صبر کوشد و خود را بر آن تواند داشت ۱
به کام دشمنم از هجر و دوستی نه که او
دلی به سوی من ناتوان تواند داشت ۲
کشید خصم تو تیغ و مرا شفیعی نه
که دست مصلحتی در میان تواند داشت ۳
ببرد دزد غم دل که یار خواب آلود
چگونه پاس دل دوستان تواند داشت ۴
خراب چشم خودم وین نه آن می است که چشم
شراب خوار مرا میهمان تواند داشت ۵
بسوزم و نزنم دم که نیست همدردی
که راز سوخته ای را نهان تواند داشت ۶
همی کشند که نامش مبر، چو در دلم اوست
زیان چگونه زبان در دهان تواند داشت ۷
نماند از مه و خورشید نازنین مرا
حیات باد که او جایشان تواند داشت ۸
متاع عمر که بر باد می رود از دست
مگر که لشکر رطل گران تواند داشت ۹
عنایتی بکن، ای دوست، بنده خسرو را
سر نیاز بر آن آستان تواند داشت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۶ - رخ تو رشته زلف از برای آن آویخت
گوهر بعدی:شماره ۳۳۸ - نگار من که ز جنبیدن صبا خفته ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.