خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جدایی میگوید. او از درد فراق و عشق نافرجام سخن میگوید و بیان میکند که نمیتوان دو عشق را در یک دل جای داد. تصاویر شاعرانه مانند شراب جوشان، کباب داغ، و غنچهای که دست در گریبان دارد، به زیبایی احساسات شاعر را نشان میدهند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۶۴ - ترک مستم که قصد ایمان داشت
ترک مستم که قصد ایمان داشت
چشم او میل غارت جان داشت ۱
خون من چون شراب می جوشد
وز دلم هم کباب بریان داشت ۲
دیده در می فشاند در دامن
گوییا آستین مرجان داشت ۳
در باغ بهشت بگشادند
باد گویی کلید رضوان داشت ۴
غنچه دیدم که از نسیم صبا
همچو من دست در گریبان داشت ۵
رازم از پرده برملا افتاد
چند شاید به صبر پنهان داشت ۶
خسروا، ترک جان بباید گفت
که به یک دل دو دوست نتوان داشت ۷
چشم او میل غارت جان داشت ۱
خون من چون شراب می جوشد
وز دلم هم کباب بریان داشت ۲
دیده در می فشاند در دامن
گوییا آستین مرجان داشت ۳
در باغ بهشت بگشادند
باد گویی کلید رضوان داشت ۴
غنچه دیدم که از نسیم صبا
همچو من دست در گریبان داشت ۵
رازم از پرده برملا افتاد
چند شاید به صبر پنهان داشت ۶
خسروا، ترک جان بباید گفت
که به یک دل دو دوست نتوان داشت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۳ - یار ما دل ز دوستان برداشت
گوهر بعدی:شماره ۳۶۵ - از رخت ارغوان نمودار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.