هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و جدایی میگوید. او از درد فراق و عشق نافرجام سخن میگوید و بیان میکند که نمیتوان دو عشق را در یک دل جای داد. تصاویر شاعرانه مانند شراب جوشان، کباب داغ، و غنچهای که دست در گریبان دارد، به زیبایی احساسات شاعر را نشان میدهند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۶۴ - ترک مستم که قصد ایمان داشت
ترک مستم که قصد ایمان داشت
چشم او میل غارت جان داشت ۱
خون من چون شراب می جوشد
وز دلم هم کباب بریان داشت ۲
دیده در می فشاند در دامن
گوییا آستین مرجان داشت ۳
در باغ بهشت بگشادند
باد گویی کلید رضوان داشت ۴
غنچه دیدم که از نسیم صبا
همچو من دست در گریبان داشت ۵
رازم از پرده برملا افتاد
چند شاید به صبر پنهان داشت ۶
خسروا، ترک جان بباید گفت
که به یک دل دو دوست نتوان داشت ۷
چشم او میل غارت جان داشت ۱
خون من چون شراب می جوشد
وز دلم هم کباب بریان داشت ۲
دیده در می فشاند در دامن
گوییا آستین مرجان داشت ۳
در باغ بهشت بگشادند
باد گویی کلید رضوان داشت ۴
غنچه دیدم که از نسیم صبا
همچو من دست در گریبان داشت ۵
رازم از پرده برملا افتاد
چند شاید به صبر پنهان داشت ۶
خسروا، ترک جان بباید گفت
که به یک دل دو دوست نتوان داشت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۳ - یار ما دل ز دوستان برداشت
گوهر بعدی:شماره ۳۶۵ - از رخت ارغوان نمودار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.