خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از جدایی و درد دل سخن می‌گوید. او از رفتار سرد و بی‌تفاوت معشوق شکایت دارد و بیان می‌کند که چگونه عشق قدیمی از بین رفته است. شاعر تلاش می‌کند تا از عشق دست بکشد، اما دلش اجازه نمی‌دهد. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که باید از عشق ناامید شود و به دنبال آن نرود.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد دل و جدایی نیاز به بلوغ عاطفی دارند.

مشاهده کامل

شماره ۳۶۳ - یار ما دل ز دوستان برداشت

یار ما دل ز دوستان برداشت
مهر دیرینه از میان برداشت ۱

من نخواهم کشید هر چه کند
دل که از وی نمی توان برداشت ۲

دی به تندی بلند کرد ابرو
از پی کشتنم کمان برداشت ۳

خواستم جان به عذر پیش برم
هجر خود رفت و پیش ازان برداشت ۴

عهد کردم که درد دل نکنم
درد دل مهر از زبان برداشت ۵

در دل او نکرد کار، ار چه
سنگ از افغان من، فغان برداشت ۶

چشم او هیچ کم نخواهد شد
دل بیامد، مرا ز جان برداشت ۷

رفتم امروز تا نخواهد کشت
سر نخواهم ز آستان برداشت ۸

ترک سودای خام کن، خسرو
که وفا رخت ازین دکان برداشت ۹
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۹ ۵۴۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۶۲ - سرو را با قد تو هستی نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۶۴ - ترک مستم که قصد ایمان داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.