خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، دلباختگی و حالات روحی ناشی از آن سخن میگوید. در این شعر، عاشق با بیان احساسات درونی خود، از رنجها و زیباییهای عشق میگوید و با تصاویر شاعرانه، حالات مختلف دل و روح را به تصویر میکشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۶۶ - ترک من دی سخن به ره می گفت
ترک من دی سخن به ره می گفت
هر که رویش بدید، مه می گفت ۱
او همی رفت وخلق در عقبش
وحده لاشریک له می گفت ۲
دل به صد حیله می گریخت ز عشق
دل سخن از درون چه می گفت ۳
غلغلی می شنیدم از دهنش
دیده از خویش صد گنه می گفت ۴
دل خطش را زوال جان می خواند
نیم شب را زوالگه می گفت ۵
گفتمش تیر می زنی بر دل
خنده می زد به ناز و نه می گفت ۶
خسرو از دور همچو مدهوشان
نظری می فگند و وه می گفت ۷
هر که رویش بدید، مه می گفت ۱
او همی رفت وخلق در عقبش
وحده لاشریک له می گفت ۲
دل به صد حیله می گریخت ز عشق
دل سخن از درون چه می گفت ۳
غلغلی می شنیدم از دهنش
دیده از خویش صد گنه می گفت ۴
دل خطش را زوال جان می خواند
نیم شب را زوالگه می گفت ۵
گفتمش تیر می زنی بر دل
خنده می زد به ناز و نه می گفت ۶
خسرو از دور همچو مدهوشان
نظری می فگند و وه می گفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۵ - از رخت ارغوان نمودار است
گوهر بعدی:شماره ۳۶۷ - آنچه بر جان من ز غم رفته ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.