هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از معشوق خود شکایت میکند که با وجود زیبایی و جذابیت فراوان، به او جفا میکند. شاعر از دردهای پنهان و زخمهای عشق میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. همچنین، او از فداکاری خود در راه عشق سخن میگوید و از معشوق انتظار جبران دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است نیاز به تفسیر و درک بیشتری داشته باشند که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۳۸۴ - بدان بهانه که حسنی ست بس فراوانت
بدان بهانه که حسنی ست بس فراوانت
جفا بکن که هر آن کرده نیست تاوانت ۱
مهی که چاک به دامان جانم افگنده ست
همان مهی ست که طالع شد از گریبانت ۲
کسی که جان به سر یک نظاره خواهند داد
رهاش کن که نگه می کند فراوانت ۳
به نزد تست دلم باژگونه کن که در او
کنی نظاره که چندست داغ پنهانت ۴
نگر که از زنخت چند دل به چاه افتاد
که تا لب است پر از جان چه زنخدانت ۵
درونت در جگر سوخته کشم هر چند
که سر به سر ز نمک ساخته ست یزدانت ۶
به نیم خنده چو صد جان دهی تو خسرو را
به نیم جان چه توان داد مزد دندانت ۷
جفا بکن که هر آن کرده نیست تاوانت ۱
مهی که چاک به دامان جانم افگنده ست
همان مهی ست که طالع شد از گریبانت ۲
کسی که جان به سر یک نظاره خواهند داد
رهاش کن که نگه می کند فراوانت ۳
به نزد تست دلم باژگونه کن که در او
کنی نظاره که چندست داغ پنهانت ۴
نگر که از زنخت چند دل به چاه افتاد
که تا لب است پر از جان چه زنخدانت ۵
درونت در جگر سوخته کشم هر چند
که سر به سر ز نمک ساخته ست یزدانت ۶
به نیم خنده چو صد جان دهی تو خسرو را
به نیم جان چه توان داد مزد دندانت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۸۳ - یار چون با ماست بهر دیدنش تعجیل چیست
گوهر بعدی:شماره ۳۸۵ - باز مست آمدنش نازکنان از جایی ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.