هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، درد و رنج عاشقانه، و ناامیدی سخن میگوید. او از معشوق خود میخواهد که به او توجه کند و از رفتارهای ناعادلانه و دوگانه معشوق انتقاد میکند. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند بندگی، پشیمانی، و هویت دینی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و دینی نیاز به درک بالاتری از زمینه فرهنگی و اجتماعی دارند.
شماره ۴۳۸ - سخن در پرده می گویی، زبان دانی همین باشد
سخن در پرده می گویی، زبان دانی همین باشد
دلم از غمزه می جویی، فسون خوانی همین باشد ۱
اگر فرمان دهی بر من، طریق بندگی دارم
چو می دانی طریق بنده فرمانی همین باشد ۲
مرا کشتی به تیغ غم، نمی گویم پشیمان شو
سری ز افسوس در جنبان، پشیمان همین باشد ۳
سلیمان دولتی از رخ، چرا خط می کشی بر من
به موران می دهی خاتم، سلیمانی همین باشد ۴
زهر مو بسته ای زنار و می گویی مسلمانم
بگویید، ای مسلمانان، مسلمانی همین باشد؟ ۵
در خوبان زدی، خسرو، همی دانم سزا دیدی
سزای آنچنان کاری، نمی دانی همین باشد؟ ۶
دلم از غمزه می جویی، فسون خوانی همین باشد ۱
اگر فرمان دهی بر من، طریق بندگی دارم
چو می دانی طریق بنده فرمانی همین باشد ۲
مرا کشتی به تیغ غم، نمی گویم پشیمان شو
سری ز افسوس در جنبان، پشیمان همین باشد ۳
سلیمان دولتی از رخ، چرا خط می کشی بر من
به موران می دهی خاتم، سلیمانی همین باشد ۴
زهر مو بسته ای زنار و می گویی مسلمانم
بگویید، ای مسلمانان، مسلمانی همین باشد؟ ۵
در خوبان زدی، خسرو، همی دانم سزا دیدی
سزای آنچنان کاری، نمی دانی همین باشد؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۷ - مبارک بامدادی کان جمال اندر نظر باشد
گوهر بعدی:شماره ۴۳۹ - خوشم کردی به دشنامی توقع بیش می باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.