هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن می‌گوید و از تأثیر عمیق خیال و تصویر معشوق در ذهن و قلب خود می‌نویسد. او از سجده به خیال معشوق، اشک‌های خونین و احساسات شدید عاشقانه یاد می‌کند. همچنین، به قدرت و سلطنت معشوق اشاره دارد و خود را در برابر او کوچک و بی‌قدرت می‌بیند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۴۴۰ - به چشمم تا خیال لعل آن قصاب می گردد

به چشمم تا خیال لعل آن قصاب می گردد
دمادم در اشک من به خون ناب می گردد ۱

دمادم سجده می آرم من بیدل به هر ساعت
خیال طاق ابروی توام محراب می گردد ۲

همی گردد خیال رویت اندر خانه چشمم
مثال ماهیی کاندر میان آب می گردد ۳

سر زلفت سرش بر باد خواهد داد می دانم
که رسوا می شود دزدی که در مهتاب می گردد ۴

تو سلطان وار بنشین و مترس از خسروی چو من
که او از گریه ای در پای ما نایاب می گردد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۳۹ - خوشم کردی به دشنامی توقع بیش می باشد
گوهر بعدی:شماره ۴۴۱ - هنوزت ناز گرد چشم خواب آلود می گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.