هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عشق نافرجام و درد دل شاعر سخن می‌گوید. شاعر از نگاه معشوق که جهانی را به خون می‌کشد، اما اشک‌های او را نادیده می‌گیرد، گلایه می‌کند. او از بی‌توجهی معشوق و رنج عشق یکطرفه می‌نالد و تأکید می‌کند که عشق او همچون رود خروشان جیحون است. همچنین، شاعر به دیگر عاشقان توصیه می‌کند که از رنج عشق نهراسند، چرا که بدون درد، عشق به ثمر نمی‌رسد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شعری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۴۵۹ - دمی نبود که آن غمزه جهانی خون نمی سازد

دمی نبود که آن غمزه جهانی خون نمی سازد
ولی دعوی خون اشکم به رخ گلگون نمی سازد ۱

نمی گردد به چشم او خیال من به پیراهن
یقینم شد که او جامه دگر گلگون نمی سازد ۲

منم یک قطره خون دل، ولی این چشم از آهم
دمی در عشق تو نبود که چون جیحون نمی سازد ۳

مباش از لاله خونین کم، ای عشاق خون افشان
نگردد سرخ تا او از جگرها خون نمی سازد ۴

خیال تیر قدش را که او از دل گذر دارد
دلم همچون الف هرگز ز جان بیرون نمی سازد ۵

مرا گفتی، به تو سازم ولی وقتی که سوزی دل
ازان وقتی است دل سوزم، ولی اکنون نمی سازد ۶

نگه می دار چشمت را ز گریه بر درش، خسرو
که گر دریا شود روزی بدان در چون نمی سازد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۵۸ - چو جان عاشقان آن ماه را سلطان و خان سازد
گوهر بعدی:شماره ۴۶۰ - زمانی نیست کز دست تو جان من نمی سوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.